دخترانه

ناموجود_ موجود...

فرياد

این روزها، روزهای کم آوردن شده. هر روز و هر شب و هر لحظه کم می یارم. دیگه نمی تونم بکشم نمی تونم خیلی با خودم کلنجار می دم می گم نه   تو.....تو ....چرا؟ اما واقعیت اینه که نمی تونم   چراش رو هم نمی دونم

کاش جواب همه این چراها رو داشتم. کاش لااقل این قدر خوب جلوه نمی کردم کاش کسی آرزو نمی کرد جای من باشد، کاش دیگران فکر نمی کردند بازیگر خوب و توانمند بازی زندگی ام.

کاش می دانستند هر روز و هر شب و هر لحظه له می شوم

مسایل مثل یه لقمه تو گلوم گیر کرده، نه می تونم هضمش کنم، نه می تونم قورتش بدم و نه حتی از دهانم درش بیارم و با وجود اون حتی نمی تونم فریاد برنم

  
نویسنده : آفتاب ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ ها :