دخترانه

ناموجود_ موجود...

بغل

یکی دو هفته پیش بود ۱۰ صبح بود و من هنوز تو تختم بودم مامان اومد تو اتاقم گفت چرا بلند نمی شی گفتم یه چیزی می خوام، مامان پرسید چی؟ منم گفتم بغل! مامان فقط نگاهم کرد و هیچی نگفت تا چند روز فقط سکوت بین من و مامان بود تا اینکه اوضاع کم کم عادی شد یا حداقل اینجوری جلوه دادیم هم من هم مامان. البته من بعدش کلی خجالت کشیدم بابت حرفی که پرونده بودم

 

اما امروز دوباره همونجوری بودم یعنی فقط یه بغل می خواستم

 

همین !

 

اشکال داره؟

 

  
نویسنده : آفتاب ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :