رنگ های رفته دنیا

فرصتی نمانده است

بیا همدیگر را بغل کنیم

فردا

یا من تو را می کُشم

یا تو چاقو را در آب خواهی شست

همین چند سطر

دنیا به همین چند سطر رسیده است

به این که انسان کوچک بماند بهتر است

به دنیا نیاید بهتر است

اصلا

این فیلم را به عقب برگردان

آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین

پلنگی شود

که می دود در دشت های دور

آنقدر که عصاها

پیاده به جنگل برگردند

و پرندگان

دوباره بر زمین...

زمین...

نه!

به عقب تر برگرد

بگذار خدا

دوباره دست هایش را بشوید

در آینه بنگرد

شاید

تصمیم دیگری گرفت.

.

.

رنگ های رفته دنیا - گروس عبدالملکیان

/ 2 نظر / 6 بازدید
میلاد

... شاید خدا تصمیم دیگری بگیرد!!! [گل][گل][گل] فوق العاده زیبا و بااحساس

روح سرگردان

سلام علیکم خیلی....آخرشی....بابا ما بی چشم داشت سوراخی ذلمون برات تنگ میشه..........