اینجا

مهرنوش به واسطه رشته تحصیلی تقریبا مطرح و تبحری که در اون پیدا کرده بود و اینکه برادرش صاحب یکی از مطرح ترین شرکت ها در همین زمینه در مشهد است و نمی خواست با برادرش کار کنه تصمیم گرفت تهران مشغول به کار بشه. به خیلی جاها رزومه داد تا اینکه از طرف یکی از معتبر ترین شرکت ها در تهران پذیرفته شد اما زمانی که رفتنشو با خانوادش مطرح کرد با مخالفت سخت اونها مواجه شد طوریکه تا مدتها شوکه بود....

همین مسئله 2 ماه پیش برای خود من رخ داد (البته با این تفاوت که نه برادرم شرکت داره و نه من خیلی مطرحم). وقتی پدرم متوجه تصمیمم برای رفتن شد اوضاع واقعا دیدنی بود انگار که چه اتفاق مهمی در حال رخ دادن بود و یا اینکه من همین الان دادم...

خلاصه که هردوی ما الان در مشهد مشغولیم و چرخ صنعت را اینجا می چرخونیم. مهرنوش دیروز می گفت ما افغانیهای مدرنیم....

پ ن: قصد توهین به ابن مردم را ندارم استفاده از این لفظ صرفا به این خاطر است که تنها جایی که احتمالا این مسئله هنوز جا نیقتاده بین همین مردمه

پ پ ن: و البته بین مردم شهر خودم که احتمالا به خاطر حضور تعداد کثیر افغانها در این شهر است. حالا کی رو کی اثر کذاشته خدا داند

/ 1 نظر / 5 بازدید
روح سرگردان

سلوم علیکوووم[نیشخند]ما هم دست به کلنگمون بد نیستا!![چشمک]اتفاقاسرخس داریم ی پالایشگاه میزنیم البته چون ایندفعه خبر نفرمودید کمی دلخورم برای همین به افغانی های مدرن کار نمیدیم !!!والبته چون من رشته تخصصیم آب و فاضلابه و به قول بچه ها از توی فاضلاب نون در میاریم و شرکت فعلا پروژه آبکی نداره خودمونم بیکاریم !!!دست به کلنگمون بد نیستا!!!